تبليغاتX
بیهوده گوی خموش
 

دارم با تو اتمام حجت میکنم .

 

هووووییییی  حواست کجاست؟

آری  با تو دیگر!

نه پس با عمه ام بودم!

جز تو مگر کس دیگری هست که این چنین خراب و زار باشد و خجالت هم نکشد؟ هان؟

دارم با تو اتمام حجت میکنم ... آری این آخرین بار است.

یا  این لجنزاری که خودت با خلاقیت خودت ، با حماقت خودت، با ضعف خودت درست کردی را تمیز میکنی. پاکش میکنی. لکه ی ننگش را از وجودت پاک میکنی یا دیگر نه من نه تو!

نه دیگر با تو کاری دارم که چه گ...ی می خوری و نه حتی سراغت را می گیرم. می فهمی؟

بلند شو. تکانی به خودت بده. زشت است به خدا. مردم چه میگویند. همسایه ها دهانشان پشت سرت همین طوری اش باز است.

از اون عذرا خانم ِ خاک انداز به دست گرفته تا علی آقای مغازه دار!

البته حرفهای بد نه ها! حرفهای خوب. اما نمیدانند که تو چقدر بدی. کثیفی. آشغالی.

به خدا آشغالی !

دلت به حال آن مردک دیلاق و معتاد ... اسمش چه بود؟  ... نوک زبانم هست. هان ! "علی شوله"

دلت به حال  " علی شوله" می سوزد که چه؟ که او معتاد است؟

فکر میکنی تو وضع و حالت بهتر از اوست؟ نه به خدا. نه به مولا نه. به عُمر قسم نه!

دلت به حال خودت بسوزد. فرق بین تو و آن معتاد چیست؟ باز اون یک نئشگی دارد و حالش را می برد گاهی اوقات.

تو چه؟

تا کی؟

بزنم زیر گوش ات؟

تو ر...ی با این زندگانی کردنت.

شـــــــــــــــــــــــــــــــــق

آهان. دلم خنک شد.

پاشو. وقت تنگ است. هوا هنوز هم بارانیست. نگذار باران بند بیاید.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم بهمن 1390ساعت 15:20  توسط بیهوده گو  | 


از من عبور کنید.

ندیده ام بگیرید.

من یک جسم تُو خالی ام !

گول ظاهر نرم مرا نخورید. از درون خشکیده ام ، یخ زده !

رهایم کنید وگرنه شما را هم منجمد خواهم کرد.

التماس تان می کنم!

اسمی از من مبرید. خاطرم را فراموش کنید.

من در حال سقوطم!

سقوطی که هر لحظه بر سرعتش افزوده می شود.

درون سیاهچاله ی پوچی!

من اهل "زندگی" نیستم. و اهل "مرگ" هم!

من در برزخی سیاه گیر افتاده ام.

قلب من مُرده . پوسیده !

تمام ولتاژها را بر او امتحان کردم.

قلبم سوخت ولی احیا نشد.

باید تنها باشم.

خیلی تنها.

خیلی خیلی تنها!

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم بهمن 1390ساعت 2:18  توسط بیهوده گو  | 


         تُو  آهنگ ســــــــکوت تو  به دنبال یه تسکینم


        صدایی تُو جهانم نیست، فقط تصویر می بینم

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم دی 1390ساعت 20:37  توسط بیهوده گو  |